دیدن تیترهایی که از «مرگ سئو» صحبت میکنند، چیز جدیدی نیست – این ادعاها را بارها و بارها شنیدهایم. در واقع، گزارشی که در نوامبر 2020 منتشر شده، چنین پیشبینیای را مطرح کرده بود؛ یعنی دو سال پیش از انتشار ChatGPT. حتی یک جستجوی ساده در گوگل نشان میدهد که بین 90,000 تا 100,000 نتیجه برای عبارتهای «سئو مرده است» و «مرگ سئو» ایندکس شدهاند که حدود 3,500 مورد از آنها فقط در سال گذشته ثبت شدهاند.
درک این چالش برای من به عنوان یک صاحب کسبوکار بسیار مهم است و احتمالاً برای هر کسی که در این صنعت فعالیت میکند یا به بازاریابی دیجیتال متکی است، اهمیت دارد. به همین دلیل، زمان زیادی را صرف یادگیری دربارهی هوش مصنوعی کردهام تا به این سؤالات اساسی پاسخ دهم:
- آیا سئو میتواند از بین برود؟
- آیا هوش مصنوعی جایگزین سئو و در نهایت موتورهای جستجو خواهد شد؟
- آیندهی سئو چه شکلی خواهد بود؟
در این مقاله موضوعات زیر بررسی میشود:
- ظهور مدلهای زبانی بزرگ (LLMs) و ChatGPT بهعنوان یک رقیب بالقوه برای جستجو
- همکاری مایکروسافت با OpenAI و Bing Chat
- Bard گوگل و ابتکارات جستجوی مبتنی بر هوش مصنوعی
- پس تکلیف سئو چه میشود؟
- تکامل سئو
- از سئو (SEO) به بهینهسازی الگوریتم (AO)
- “مرگ سئو” – حقیقت یا افسانه؟
- هوش مصنوعی در برابر سئو و جستجوی سنتی
- چت جی پی تی در مقابل گوگل برای جستجو: درک مکانیزمها
- آیا مدلهای زبانی بزرگ مانند ChatGPT میتوانند جایگزین جستجوی سنتی شوند؟
- چه چیزهایی تغییر خواهد کرد و چه چیزهایی ثابت خواهد ماند؟
- چه چالشهایی در پیش است؟
- عوامل تعیینکننده برای موتورهای جستجوی مبتنی بر هوش مصنوعی
- آیا ChatGPT جایگزین گوگل میشود و سئو را از بین میبرد؟
- آینده سئو: سئوی مبتنی بر هوش مصنوعی مولد (GAISEO)؟
- آیا سئو بر ChatGPT تأثیر دارد؟
- آیا هوش مصنوعی به مرگ سئو منجر خواهد شد؟
- رویکرد چندکاناله (Omnichannel): مسیر آینده سئو؟
- سئو باید خود را تطبیق دهد
- نتیجهگیری
ظهور مدلهای زبانی بزرگ (LLMs) و ChatGPT بهعنوان یک رقیب بالقوه برای جستجو
بهعنوان یک علاقهمند به فناوری و بازاریاب، هرگز بهاندازهی سال گذشته که با ChatGPT و مدلهای زبانی بزرگ (LLMs) مشابه، مانند Bard گوگل و Claude 2 از Anthropic (با قابلیت پردازش 100 هزار کلمه در یک زمینه) آزمایش کردهام، تحت تأثیر قرار نگرفتهام و هیجانزده نبودهام. میدانم که شاید عجیب به نظر برسد، اما واقعاً به نظر میرسد که فرصتهای بیپایانی در این حوزه وجود دارد. برای کاربران پولی (یا نسخهی Plus)، ChatGPT بهتنهایی یک ابزار خارقالعاده است که میتواند کارهایی را انجام دهد که تا یک یا دو سال پیش غیرممکن به نظر میرسید.
در این مقاله قصد ندارم دربارهی عملکرد ChatGPT صحبت کنم، اما در اینجا به برخی از قابلیتهای فعلی آن اشاره میکنم:
- پاسخ به سؤالات به شیوهای که شبیه به یک مکالمهی متنی با یک دوست باشد
- تولید متنهای کامل با دقت 100 درصد از نظر املایی و گرامری
- تحلیل هزاران کلمهی متنی و ارائهی خلاصه، ارزیابی یا نقد آن
- مرور وب در زمان واقعی با استفاده از بینگ یا افزونههای مرورگر برای جستجوی نتایج
- تحلیل تصاویر آپلودشده و درک آنها همانگونه که یک انسان درک میکند، همراه با پاسخ به سؤالات مرتبط
- تولید تصاویر اصلی با استفاده از DALL·E 3 از طریق درخواستهای متنی ساده – این تصاویر حتی میتوانند شامل متن نیز باشند
- پردازش چندین سند آپلودشده (مانند فایلهای Word، PDF، و اکسل) و پاسخ به سؤالات دربارهی محتوای آنها
- تبدیل فایلها از یک فرمت به فرمت دیگر، مانند تبدیل یک فایل اکسل به چندین سند Word مجزا
- ایجاد، بررسی، توضیح و حتی اجرای کد
- تحلیل دادههای CSV و دادههای خام غیرساختاریافته برای ایجاد نمودارها، ارائهی تحلیل دقیق، و تولید گزارشها
این تنها بخشی از قابلیتهای این ابزار است، اما شاید از خود بپرسید که این موارد چه ارتباطی با آیندهی سئو یا موتورهای جستجو دارند؟
همکاری مایکروسافت با OpenAI و Bing Chat
برای شروع، مایکروسافت در سال 2020 با OpenAI، شرکت سازندهی ChatGPT، همکاری کرد تا به اولین بازیگر در رقابت برای تبدیلشدن به یک موتور جستجوی مبتنی بر هوش مصنوعی تبدیل شود – مفهومی که امروزه بسیاری آن را “جستجوی هوش مصنوعیمحور” مینامند.
خیلی زود شاهد بودیم که Bing Chat سرویسی مشابه ChatGPT ارائه داد، اما با این مزیت که میتواند بهطور پیشفرض از نتایج جستجوی Bing استفاده کند. علاوه بر این، Bing Image Creator بهعنوان جایگزینی برای DALL·E از OpenAI معرفی شد و میتواند در کمتر از 60 ثانیه تصاویر هوش مصنوعی باکیفیت تولید کند. اکنون قابلیت Bing Chat بهعنوان بخشی از موتور جستجوی سنتی Bing ادغام شده است و به کاربران ترکیبی از دو دنیا را ارائه میدهد – جستجوی سنتی و جستجوی مبتنی بر هوش مصنوعی.
گوگل و ابتکارات جستجوی مبتنی بر هوش مصنوعی Bard
گوگل در مقایسه با مایکروسافت، کمی دیرتر وارد دنیای هوش مصنوعی مولد شد، اما این شرکت غریبه با هوش مصنوعی نیست. مهمترین حرکت گوگل در این زمینه به سال 2015 و معرفی الگوریتم RankBrain برمیگردد، اما تا زمان ظهور ChatGPT، این شرکت نسبتاً در مورد هوش مصنوعی سکوت کرده بود.
پس از راهاندازی قابلیتهای هوش مصنوعی Bing توسط مایکروسافت، گوگل نیز بهسرعت نسخهی خود را با نام Bard معرفی کرد. همچنین، پروژههای دیگری مانند LaMDA (مدل زبانی برای برنامههای مکالمهای) که مدتها در حال توسعه بود، بیشتر مورد توجه قرار گرفت.
علاوه بر آن، گوگل پروژههایی نظیر PaLM-2 (مدل زبانی پیشرفته) و Magi را معرفی کرد که همگی نشان از تمرکز جدی این شرکت بر روی هوش مصنوعی دارند. از ماه می 2023، گوگل بهطور رسمی دربارهی یک بازطراحی اساسی در موتور جستجوی سنتی خود بهمنظور ادغام جستجوی هوش مصنوعیمحور صحبت کرده است.
🚀 خدمات سئو سایت حرفهای با آژانس میم برندینگ – آینده کسبوکار شما همینجاست!
با ظهور هوش مصنوعی، دنیای سئو سایت در حال تحول عظیمی است. الگوریتمهای گوگل هوشمندتر از همیشه شدهاند و دیگر سئوی سنتی کافی نیست! ما در میم برندینگ با استفاده از استراتژیهای نوین سئو و بهکارگیری هوش مصنوعی، سایت شما را برای رتبههای برتر در موتورهای جستجو بهینهسازی میکنیم.
🔹 تحلیل دادههای جستجو با هوش مصنوعی
🔹 بهینهسازی پیشرفته محتوا
🔹 افزایش نرخ کلیک و بهبود تجربه کاربری
🔹 پیشبینی تغییرات الگوریتمی برای حفظ رتبه
اگر میخواهید در رقابت دیجیتال جا نمانید، خدمات سئو سایت حرفه ای را از متخصصان ما بخواهید!
📞 همین حالا تماس بگیرید!
پس تکلیف سئو چه میشود؟
بدیهی است که غولهای جستجو متوجه این تغییرات شدهاند، اما افراد و کسبوکارهایی که به سئو متکی هستند چه خواهند کرد؟ اولین و واضحترین تأثیر این است که ابزارهایی مانند ChatGPT میتوانند حجم زیادی از محتوا را تحلیل، ویرایش و تولید کنند—و در نگاه اول، این محتوا به خوبی متونی است که یک نویسندهی انسانی مینویسد. همین موضوع بسیاری از کپیرایترهای سئو را از بازار کار خارج کرده است، زیرا بسیاری از کسبوکارها اکنون به ابزارهایی مانند ChatGPT یا Bard برای تولید محتوای خود متکی هستند و دیگر نیازی به استخدام یا پرداخت هزینه برای یک نویسندهی انسانی نمیبینند.
اما سئو فراتر از صرفاً تولید محتواست. سئو شامل مواردی مانند:
- تحلیل هدف جستجو (User Intent Analysis)
- تحقیق کلمات کلیدی (Keyword Research)
- تحلیل دادهها و آنالیتیکس
- بهینهسازی فنی (Technical SEO)
- لینکسازی و تعاملات خارجی (Outreach & Marketing)
- و بسیاری موارد دیگر
و بله، ChatGPT میتواند بسیاری از این فرآیندها را نیز خودکار کند. در این مرحله، شاید این سؤال برایتان پیش بیاید:
آیا سئو در حال نابودی است؟
- آیا به دلیل تغییرات موتورهای جستجو، دیگر نیازی به آن نخواهیم داشت؟
- آیا ابزارهایی مانند ChatGPT باعث خواهند شد که کارهای دستی سئو و حتی متخصصان این حوزه بیفایده شوند؟
این سؤالات مهمی هستند که در ادامهی بحث به آنها باز خواهیم گشت.
تکامل سئو
کلمات کلیدی و لینکسازی
وقتی در سال 2009 وارد دنیای سئو شدم، این حوزه به نظر یک علم پیچیده و پر از چالش میآمد. اما خیلی زود متوجه شدم که در اصل، سئو به دو عامل اصلی بستگی دارد:
- شناسایی کلمات کلیدی مناسب (و بهینهسازی متا تگها)
- ساخت لینکهای ورودی به وبسایت
این روشها بهخوبی کار میکردند تا اینکه در سال 2011، با بهروزرسانیهایی مثل الگوریتم پاندا و سپس پنگوئن، دنیای سئو دگرگون شد. اگر کسبوکارها و متخصصان سئو خود را تطبیق نمیدادند، اساساً حکم مرگ وبسایت خود را امضا کرده بودند. حتی در آن زمان، بسیاری ادعا میکردند که “سئو مرده است” – ادعایی که بارها در طول سالها تکرار شده است. و بله، سئوی گذشته هیچ شباهتی به سئوی امروزی ندارد، همانطور که سئوی آینده نیز با امروز متفاوت خواهد بود.
محتوای کاربرمحور (People-First Content)
امروزه، سئو دیگر فقط دربارهی بهینهسازی برای موتورهای جستجو نیست، بلکه دربارهی بهینهسازی برای کاربران است. این موضوع با بهروزرسانی محتوای مفید (Helpful Content Update – HCU) از گوگل بیش از پیش روشن شد: “ما توصیه میکنیم که برای موفقیت در جستجوی گوگل، بر تولید محتوای کاربرمحور تمرکز کنید، نه محتوایی که صرفاً برای رتبهبندی در موتورهای جستجو ایجاد شده است.”
عوامل مهمی مانند:
- هدف کاربر از جستجو (User Intent)
- تجربهی کاربری (UX)
- بهینهسازی برای موبایل
- سرعت بارگذاری سایت
به عناصر حیاتی سئو تبدیل شدهاند. همچنین، مفاهیمی مانند E-A-T (تخصص، اعتبار، اعتماد) و اخیراً E-E-A-T (تجربه، تخصص، اعتبار، اعتماد) نقش اساسی در ارزیابی وبسایتها توسط گوگل دارند.
مقالات مرتبط : چگونه از هوش مصنوعی برای تولید محتوا استفاده کنیم؟
از سئو (SEO) به بهینهسازی الگوریتم (AO)
اصطلاح جدیدی به نام “بهینهسازی الگوریتم” (Algorithm Optimisation – AO) در حال شکلگیری است. از دیدگاه یک متخصص سئو، ممکن است این مفهوم در تضاد با استراتژی محتوای کاربرمحور به نظر برسد، اما در واقع، AO بر این تمرکز دارد که محتوا را طوری بهینهسازی کنیم که با الگوریتمهای یک پلتفرم خاص هماهنگ باشد و بیشترین بازدید و تعامل را دریافت کند.
در حالی که تولید محتوای کاربرمحور یک اصل کلیدی محسوب میشود، درک الگوریتمهای هر پلتفرم و نحوهی کارکرد آنها به همان اندازه مهم است. نمونههایی از AO در پلتفرمهای مختلف:
✅ اینستاگرام: کیفیت عکس مهم است، اما سرعت تعامل کاربران (لایک، کامنت، اشتراکگذاری) تأثیر زیادی در دیدهشدن پست دارد.
✅ لینکدین: محتوای طولانی که باعث بحث و گفتوگو شود، معمولاً امتیاز بیشتری در الگوریتم این پلتفرم دریافت میکند.
✅ یوتیوب: ویدیوهایی که بازدید، کامنت و لایک بالاتری دارند، احتمالاً رتبه بهتری در نتایج جستجو کسب میکنند.
تفاوت بین AO و SEO
🔹 AO در شبکههای اجتماعی: تمرکز بر تعامل کاربران، میزان مرتبط بودن محتوا و زمان انتشار برای افزایش دیدهشدن.
🔹 SEO در موتورهای جستجو: تمرکز بر تحقیق کلمات کلیدی، تجربهی کاربری، لینکسازی و بهینهسازی فنی برای افزایش رتبه در گوگل و دیگر موتورهای جستجو.
به طور خلاصه، AO یعنی تنظیم استراتژی محتوا بر اساس ارزشهایی که هر الگوریتم در اولویت قرار میدهد تا بتوان بیشترین مخاطب را جذب کرد.
"مرگ سئو" – حقیقت یا افسانه؟
تقریباً هر چند سال یکبار، کسی پیدا میشود که از بلندای دنیای دیجیتال فریاد بزند که “سئو در حال نابودی است” و دلیل آن را “پدیدهی بزرگ بعدی” میداند.
- یک بار پاندا و پنگوئن (الگوریتمهای گوگل) قرار بود سئو را نابود کنند.
- بعد، رشد شبکههای اجتماعی پایان سئو اعلام شد.
- حالا، هوش مصنوعی و چتباتها مثل ChatGPT، گویا آخرین ضربه را به سئو وارد کردهاند.
اما همچنان اینجاییم و دربارهی آیندهی سئو صحبت میکنیم!
چرا سئو همچنان زنده است؟
🔹 روش جستجو ممکن است تغییر کند، چه از طریق موتورهای جستجو و چه چتباتهای هوش مصنوعی، اما نیاز به یافتن اطلاعات دقیق و سریع یک نیاز همیشگی است، نه یک ترند زودگذر.
🔹 سئو در سال 2009، بیشتر یک تخصص فنی مجزا بود، اما امروز به بخشی یکپارچه و حیاتی از استراتژی بازاریابی دیجیتال تبدیل شده است.
🔹 محتوای کاربرمحور کلید موفقیت است، اما این به معنای درک رفتار کاربران، تحلیل بازار و شناخت رقبا نیز هست.
نتیجهگیری: سئو نمیمیرد، بلکه تکامل مییابد!
سئو نه تنها نمرده است، بلکه به رشد و تحول خود ادامه خواهد داد – همانطور که همیشه این کار را کرده است. چه نام آن SEO (بهینهسازی برای موتورهای جستجو) باشد، چه AO (بهینهسازی الگوریتم) یا حتی AIO (بهینهسازی مبتنی بر هوش مصنوعی)، درک کاربران، دادهها، الگوریتمها و پلتفرمها همچنان عامل اصلی موفقیت خواهد بود.
هوش مصنوعی در برابر سئو و جستجوی سنتی
شباهتها
چه یک موتور جستجو باشد و چه یک چتبات مبتنی بر هوش مصنوعی، هدف اصلی هر دو ارائه دقیقترین پاسخ ممکن به پرسش کاربر است.
🔹 هر دو حجم وسیعی از دادهها را پردازش میکنند تا مرتبطترین پاسخ را ارائه دهند.
🔹 هر دو فقط به ورودی (کلیدواژهها، جملات طولانی یا درخواستها) توجه نمیکنند، بلکه هدف و نیت کاربر را نیز درک میکنند.
🔹 تفاوت اصلی این است که چتباتهای هوش مصنوعی مانند ChatGPT تعامل مکالمهای و طبیعی دارند، در حالی که موتورهای جستجو نتایج را بهصورت لینکهای جداگانه نمایش میدهند.
تفاوتها
- تجربه کاربری: ۱۰ پاسخ در مقابل ۱ پاسخ
🔹 موتورهای جستجو معمولاً ۱۰ لینک در صفحه اول نمایش میدهند (همراه با بخشهایی مثل “People Also Ask”، تصاویر، ویدئوها و نتایج فروشگاهی).
🔹 کاربران معمولاً فقط به صفحه اول توجه دارند و به ندرت به صفحه دوم مراجعه میکنند.
✅ چتباتهای هوش مصنوعی مثل ChatGPT، Bing Chat و Bard تجربهای تعاملی و مکالمهای ارائه میدهند، به طوری که پاسخهای آنها بیشتر به مکالمه با یک دوست آگاه شباهت دارد تا یک پایگاه داده.
✅ به جای ۱۰ لینک، یک پاسخ مستقیم دریافت میکنید (اگرچه امکان درخواست پاسخهای جایگزین نیز وجود دارد).
- لینکها و ترافیک: سئو برای لینکها، هوش مصنوعی بدون لینک
🔹 موتورهای جستجو لینکهایی ارائه میدهند که کاربر میتواند روی آنها کلیک کند و به وبسایت منبع برود. این موضوع باعث هدایت ترافیک به سایتها میشود.
🔹 چتباتهای هوش مصنوعی بهصورت پیشفرض لینک ارائه نمیدهند و معمولاً منبع اطلاعاتی مشخصی را ذکر نمیکنند.
⚠️ نتیجه؟
🔸 کسبوکارها و وبسایتهایی که به سئو و ترافیک ارگانیک وابسته هستند، ممکن است در آینده با کاهش بازدید مواجه شوند، زیرا کاربران دیگر نیازی به کلیک روی لینکها ندارند.
✅ البته کاربران ChatGPT Plus میتوانند از ویژگی “Browse with Bing” یا افزونههای مرورگر مانند BrowserPilot برای دسترسی به اینترنت استفاده کنند. اما حتی در این موارد، نتایج معمولاً شامل لینکهای مستقیم نیستند.
- بهروز بودن اطلاعات
🔹 ChatGPT فقط اطلاعاتی تا سپتامبر ۲۰۲۱ دارد، بنابراین به اخبار یا تحولات جدید دسترسی ندارد (مگر در حالت مرور وب).
🔹 موتورهای جستجو مثل گوگل و بینگ، به اطلاعات لحظهای و بهروز دسترسی دارند.
✅ اگر کاربران به اطلاعات جدید نیاز دارند، موتورهای جستجو هنوز گزینه بهتری هستند.
- خطای “توهم” در هوش مصنوعی
🔹 چتباتهایی مانند ChatGPT ممکن است اطلاعات نادرست یا ساختگی ارائه دهند که به آن “توهم هوش مصنوعی” (AI Hallucination) گفته میشود.
🔹 موتورهای جستجو این مشکل را ندارند، اما همچنان اطلاعات نادرست یا قدیمی ممکن است در نتایج نمایش داده شود.
⚠️ در هر دو حالت، مسئولیت صحتسنجی اطلاعات بر عهدهی کاربر است.
نتیجهگیری: آیندهی سئو در برابر چتباتهای هوش مصنوعی
سئو همچنان زنده است، اما تغییر خواهد کرد!
🔹 روش سنتی جستجو و بهینهسازی همچنان مهم است، اما باید با ظهور چتباتهای هوش مصنوعی سازگار شود.
🔹 کسبوکارها باید روشهای جدیدی برای دیدهشدن پیدا کنند، مثل تولید محتوای تعاملی، بهینهسازی برای AI، و تمرکز بر ارزشگذاری برند.
✅ سئو نمیمیرد، بلکه به مسیر جدیدی تکامل پیدا میکند!
چت جی پی تی در مقابل گوگل برای جستجو: درک مکانیزمها
با توجه به شباهتها، تعجبآور نیست که بسیاری از کاربران چت جی پی تی انتظار دارند که این ابزار مانند گوگل عمل کند. ما یک ورودی وارد میکنیم و پاسخی دریافت میکنیم، بنابراین مکانیزم کلی باید مشابه باشد، درست است؟ اشتباه است.
گوگل جستجو
تصور کنید گوگل جستجو مانند کتابدار اینترنت است، اما با تواناییهای فوقالعاده! وقتی شما یک جستجو را در گوگل وارد میکنید، گوگل فقط به سطح نمینگرد، بلکه به عمق پایگاه دادهای از وبسایتها که در فهرست خود دارد، وارد میشود و بهترین نتایج را پیدا میکند. الگوریتم گوگل عوامل زیادی را در نظر میگیرد، از جمله مربوط بودن کلمات کلیدی، اعتبار وبسایت، تجربه کاربری و موارد دیگر.
🔹 گوگل از الگوریتمهای پیچیدهای استفاده میکند که این الگوریتمها مانند کارگران هوشمند عمل میکنند و فهرست گوگل را بررسی میکنند تا مشخص کنند کدام نتایج باید به کاربر نمایش داده شوند.
🔹 این الگوریتمها بهطور مداوم بهروزرسانی میشوند تا به شما محتوای مرتبطتری ارائه دهند.
چت جی پی تی
چتجیپیتی بر اساس یک مدل شبکه عصبی قدرتمند ساخته شده است.
🔹 این معماری به آن اجازه میدهد که متن را درک کرده، پاسخهای انسانیمانند تولید کند و حتی در کارهای خلاقانه شرکت کند. 🔹 چت جی پی تی از یک دادهست عظیم استفاده میکند که با تکنیکهای یادگیری ماشینی تجزیه و تحلیل میشود. پس، پاسخها فقط به پرسشها داده نمیشوند؛ بلکه چت جی پی تی پاسخهای محاسبهشدهای را بر اساس الگوهای دادهای که شناسایی کرده است، تولید میکند.
چند نفر (مثل من) احتمالاً در ابتدا فکر میکنند که مدلهای زبان بزرگ مانند چت جی پی تی یک پایگاه داده یا فهرست مشابه گوگل را جستجو میکنند، اما این اصلاً درست نیست.
مقایسه و تفاوتها:
- جستجوی گوگل:
گوگل بهطور فعال پایگاه داده خود را بررسی میکند تا بهترین نتایج را به شما نمایش دهد. این جستجو به عواملی مثل مربوط بودن، تجربه کاربری و قدرت سایت توجه دارد و با استفاده از الگوریتمهای پیچیده بهطور مداوم بهروزرسانی میشود. - چتجیپیتی:
چت جی پی تی از دادهها برای پیشبینی و تولید پاسخهای انسانی مانند استفاده میکند. این پاسخها بر اساس الگوهای زبان موجود در دادههای آموزشی آن ساخته میشوند و نه از جستجوی اینترنتی یا پایگاه دادههای موجود.
نتیجهگیری
🔹 گوگل و چت جی پی تی دو فناوری متفاوت هستند که هرکدام مکانیزمهای خاص خود را دارند. در حالی که هدف نهایی آنها (یافتن اطلاعات) مشابه است، روشهایی که برای رسیدن به این هدف استفاده میکنند کاملاً متفاوت است.
🔹 گوگل از یک پایگاه داده غنی برای ارائه نتایج جستجو استفاده میکند، در حالی که چت جی پی تی از یادگیری ماشینی و دادههای آموزش دیده برای پیشبینی و تولید پاسخها استفاده میکند.
آیا مدلهای زبانی بزرگ مانند ChatGPT میتوانند جایگزین جستجوی سنتی شوند؟
چالش دادههای لحظهای
اهمیت دادههای لحظهای
با اینکه پاسخهای مدلهای زبانی بزرگی مانند ChatGPT بسیار چشمگیر هستند، اما بر اساس دانش بهروز ارائه نمیشوند. در میان تمام تفاوتهای بین موتورهای جستجوی سنتی مانند گوگل و مدلهای زبانی بزرگ (LLM) مانند ChatGPT، این تفاوت سرنوشتساز خواهد بود که آیا ChatGPT میتواند جایگزین گوگل شود یا خیر. شاید اکنون فکر کنید که افزونههایی مانند “Browse with Bing” یا مرورگرها میتوانند به اطلاعات لحظهای دسترسی داشته باشند، پس مشکل چیست؟ این درست است، اما این اطلاعات وابسته به منابع خارجی مانند موتورهای جستجو و فهرست ایندکس آنها هستند تا جدیدترین اطلاعات را دریافت کنند.
با این کار، مدلهای زبانی بزرگ همچنان به موتورهای جستجو وابسته باقی میمانند. این نه تنها به معنای دریافت اطلاعات از دو منبع متفاوت است، بلکه نشان میدهد که موتورهای جستجو و بهینهسازی برای آنها (SEO) به این زودیها از بین نخواهند رفت.
نحوه مدیریت دادههای لحظهای توسط موتورهای جستجوی سنتی
موتورهای جستجویی مانند گوگل و بینگ از خزندههای وب، که به آنها رباتها یا عنکبوتها نیز گفته میشود، برای جستجو در اینترنت و ایندکس کردن صفحات وب استفاده میکنند. این خزندهها به دنبال محتوای جدید و بهروزرسانی صفحات موجود هستند و آنها را به فهرست موتور جستجو اضافه میکنند. با این حال، این فرآیند فوری نیست و بسته به عوامل مختلف، مدتی طول میکشد تا اطلاعات جدید یا بهروزرسانی شده در نتایج جستجو ظاهر شوند.
در اینجا اهمیت SEO نمایان میشود. یکی از اساسیترین اصول سئو این است که یک وبسایت به راحتی قابل یافتن و ایندکس شدن باشد. این شامل تکنیکهایی مانند:
- اطمینان از داشتن ساختار ناوبری واضح و URLهای سازگار با موتور جستجو
- استفاده از بردکرامب (Breadcrumbs) برای نمایش ارتباط بین صفحات
- افزودن نقشه سایت (HTML و XML)
- درج متا تگهای صحیح برای ایندکس و کراول شدن صفحات
- راهاندازی ابزارهایی مانند Google Search Console و Bing Webmaster Tools و ارسال نقشه سایت
- داشتن فایل robots.txt که به نقشه سایت لینک داده باشد
همه این موارد به یافتن یک وبسایت و صفحات آن کمک میکنند. عوامل دیگری نیز بر میزان کراول شدن و اضافه شدن یک سایت به فهرست موتور جستجو تأثیر دارند، مانند قدمت سایت، میزان اعتبار آن و دفعات بهروزرسانی آن. در کل، اینها عواملی هستند که میتوان از طریق SEO بر آنها تأثیر گذاشت. پس در زمینه دادههای لحظهای، موتورهای جستجوی سنتی با تأخیری مواجه هستند، اما در حال حاضر بهترین منبع برای طیف گستردهای از اطلاعات بهروز محسوب میشوند. سایر منابع مانند توییتر و ردیت معمولاً برای دریافت جدیدترین اطلاعات لحظهای ترجیح داده میشوند و تا زمانی که این حسابها عمومی باشند، ChatGPT نیز میتواند از طریق افزونهها به آنها دسترسی داشته باشد.
ماهیت فنی ChatGPT
برخلاف موتورهای جستجوی سنتی، ChatGPT به صورت لحظهای وب را برای دریافت دادههای جدید خزیده نمیکند. مجموعه دادههای آموزشی آن در یک نقطه مشخص از زمان متوقف شده است. به همین دلیل، مدلهای زبانی بزرگ مانند ChatGPT به طور پیشفرض نمیتوانند جایگزین موتورهای جستجو یا SEO شوند. در حال حاضر، محتملترین سناریو برای آنها این است که در موتورهای جستجوی سنتی ادغام شوند، همانطور که بینگ این کار را انجام داده و گوگل نیز در حال پیادهسازی آن است.
چه چیزهایی تغییر خواهد کرد و چه چیزهایی ثابت خواهد ماند؟
موتورهای جستجو همچنان به یک فهرست (ایندکس) نیاز خواهند داشت و این فهرست همچنان از وبسایتها تشکیل خواهد شد، بنابراین در این زمینه تغییر عمدهای رخ نخواهد داد. مالکان وبسایتها همچنان میخواهند دیده شوند، و از سوی دیگر، کاربران نیز همچنان به دنبال سریعترین و مرتبطترین نتایج خواهند بود. باز هم، در این مورد تغییر اساسی نسبت به وضعیت فعلی وجود ندارد. هر دوی این عوامل به این معناست که SEO همچنان مورد نیاز خواهد بود، بنابراین برای کسانی که سعی میکنند با تغییرات همگام شوند، جای نگرانی بابت از دست دادن شغل وجود ندارد.
با این حال، تغییرات بزرگی در پیش است که باید در نظر بگیریم، از جمله:
- الگوریتمهای موتور جستجو احتمالاً همچنان نتایج جستجوی سنتی را ارائه خواهند کرد، اما این نتایج در کنار یا حتی درون نتایج مبتنی بر هوش مصنوعی مولد قرار خواهند گرفت.
- نتایج مبتنی بر هوش مصنوعی در هر موتور جستجو متفاوت خواهند بود، همانطور که نتایج جستجوی سنتی در گوگل و بینگ با هم تفاوت دارند. به همین ترتیب، Bing Chat پاسخهای متفاوتی نسبت به Bard ارائه میدهد. بینگ از یک مدل زبانی بزرگ (LLM) مبتنی بر ChatGPT استفاده میکند، درحالیکه گوگل ابتدا PALM-2 را معرفی کرد، اما گزارشهای جدیدتر نشان میدهند که مدل جدید آنها Gemini نام دارد که برای رقابت با OpenAI و مایکروسافت طراحی شده است. این نامگذاریهای متعدد ممکن است کمی گیجکننده باشد.
- نحوه ادغام نتایج هوش مصنوعی در موتورهای جستجو متفاوت خواهد بود. در حال حاضر، در بینگ یک آیکون کوچک در کنار نوار جستجو قرار دارد که کاربران میتوانند بین جستجوی سنتی و Bing Chat (یا جستجوی مبتنی بر هوش مصنوعی) جابهجا شوند. اما نمایش اولیه گوگل نشان میدهد که قصد دارد نتایج هوش مصنوعی را بهطور یکپارچه با نتایج سنتی ترکیب کند، به طوری که کاربران شاید حتی امکان انتخاب بین این دو را نداشته باشند.
برای کسانی که وابسته به این تغییرات هستند – مانند صاحبان وبسایتها، کاربران نهایی، متخصصان سئو، و بازاریابان – این تغییرات تقریباً قطعی است و شاید همیشه به نفع آنها نباشد. با این حال، میتوان با اطمینان گفت که موتورهای جستجوی مبتنی بر هوش مصنوعی بهخوبی نیازهای کاربران را برآورده خواهند کرد و کاربران از آنها راضی خواهند بود.
چه چالشهایی در پیش است؟
اگر از مسائل فنی فاصله بگیریم و از دید صاحبان وبسایتها که میخواهند دیده شوند به موضوع نگاه کنیم، چندین چالش اساسی مطرح میشود:
- با نتایج تولیدشده توسط هوش مصنوعی در مرکز توجه، آیا مدل سنتی “ده لینک آبی” (نتایج ارگانیک) که قبلاً هم پایینتر از نتایج اسپانسری، نتایج محلی، بخش “سایر افراد نیز پرسیدهاند” و غیره قرار گرفته بود، کاملاً از بین خواهد رفت؟
- آیا نتایج جستجوی سنتی بهطور کامل با پاسخهای هوش مصنوعی که فقط به منبع اصلی اشاره میکنند، جایگزین خواهد شد؟
- چه اتفاقی برای نتایج تبلیغاتی/اسپانسری خواهد افتاد و این نوع محتوا در کجا نمایش داده خواهد شد؟
- آیا نتایج تولیدشده توسط هوش مصنوعی قادر خواهند بود هم نتایج ارگانیک و هم نتایج پولی را در پاسخهای خود ترکیب کنند؟ و اگر چنین شود، آیا این کار منصفانه خواهد بود؟
سؤالات بسیاری درباره آینده موتورهای جستجو وجود دارد و اینکه این تغییرات چه تأثیری بر افراد، کسبوکارها و سازمانهایی که به آنها وابسته هستند خواهد داشت. این مسئله همچنین بر متخصصان SEO و بازاریابان دیجیتال که وظیفه دارند به کسبوکارها در دیده شدن کمک کنند، تأثیر عمیقی خواهد داشت.
واقعیت این است که طی سالهای آینده، سرعت تغییرات در دنیای جستجو و هوش مصنوعی بیسابقه خواهد بود. ما همه در حال پیدا کردن مسیر خود در این دنیای جدید هستیم، و این موضوع شامل غولهای موتور جستجو و تیمهای فکری پشت آنها نیز میشود. بنابراین، آنچه امروز بهعنوان یک راهحل معرفی میشود، ممکن است فردا بهشکل کاملاً متفاوتی ارائه شود.
عوامل تعیینکننده برای موتورهای جستجوی مبتنی بر هوش مصنوعی
بحث پیرامون موتورهای جستجوی مبتنی بر هوش مصنوعی حول چندین عامل اصلی میچرخد: میزان اعتمادی که کاربران به پاسخهای تولیدشده توسط هوش مصنوعی دارند، روشهای احتمالی کسب درآمد موتورهای جستجو از این نوع جستجو، و تجربه کاربری.
اعتماد به پاسخهای تولیدشده توسط هوش مصنوعی
اعتماد در فضای آنلاین مانند یک ارز است. برای اینکه موتورهای جستجو بتوانند کاربران را حفظ کنند، باید سطحی از اعتماد بین کاربر و الگوریتم وجود داشته باشد. موتورهای جستجویی مانند گوگل در گذشته این اعتماد را با ارائه دقیقترین و مرتبطترین نتایج به دست آوردهاند.
اما در دنیای پاسخهای تولیدشده توسط هوش مصنوعی، این سؤال پیش میآید که آیا این پاسخها قابل اعتماد هستند؟ اگر پاسخهای هوش مصنوعی از ترکیبی از دادههای مدلهای زبانی (LLMs) و نتایج ایندکسشده موتور جستجو تشکیل شده باشد، ما به این اعتماد خواهیم داشت که پاسخ صحیح را دریافت میکنیم و هیچ خطایی (موسوم به “توهم هوش مصنوعی”) وجود ندارد.
موتورهای جستجو باید میزان “خلاقیت” هوش مصنوعی را کاهش دهند تا از بروز این خطاها جلوگیری کرده و پاسخهای دقیقتری ارائه دهند. هرگونه ضعف در این زمینه میتواند باعث ایجاد پاسخهای نادرست یا گمراهکننده شود.
در حال حاضر، کاربران به الگوریتمهای گوگل اعتماد دارند و نتایج جستجو را بر اساس نیاز خود انتخاب میکنند. اما در یک جستجوی مبتنی بر هوش مصنوعی، این اختیار ممکن است تا حدی از کاربران گرفته شود، چرا که پاسخ تولیدشده توسط هوش مصنوعی در مرکز توجه قرار میگیرد.
استراتژیهای احتمالی کسب درآمد
موتورهای جستجو عمدتاً از طریق تبلیغات مانند Google Ads و Bing Ads کسب درآمد میکنند. اما ورود هوش مصنوعی به جستجو، چالشهای جدیدی را برای این مدل درآمدی ایجاد میکند.
اگر پاسخهای تولیدشده توسط هوش مصنوعی شامل محتوای پولی یا تبلیغاتی باشند، کاربران ممکن است احساس کنند که نتایج جانبدارانه هستند و اعتماد خود را از دست بدهند. از سوی دیگر، اگر تبلیغی وجود نداشته باشد، موتورهای جستجو چگونه از نظر مالی پایدار خواهند ماند؟
یکی از جذابیتهای ChatGPT این است که ظاهراً مستقل از منافع تجاری عمل میکند و یک رابط کاربری ساده و بدون تبلیغات ارائه میدهد، در حالی که کاربران پولی برای نسخه Plus امکانات بیشتری دریافت میکنند. گوگل، در مقابل، متعهد به مشتریانی است که به خدمات تبلیغاتی آن وابسته هستند.
یک راهکار احتمالی این است که تعاملات اولیه هوش مصنوعی رایگان باشد اما با تبلیغات پشتیبانی شود، در حالی که نسخه پریمیوم بدون تبلیغات در دسترس کاربران پولی قرار گیرد. اما این مدل میتواند باعث ایجاد تعصب در پاسخهای هوش مصنوعی شود و اعتماد کاربران را از بین ببرد.
گوگل هنوز درباره این موضوع شفافسازی نکرده است. اما محتملترین سناریو این است که شاهد ترکیبی از نتایج تبلیغاتی، پاسخهای تولیدشده توسط هوش مصنوعی (بدون ورودی تبلیغاتی) و نتایج ارگانیک سنتی باشیم.
تأثیر هوش مصنوعی بر تجربه کاربری
هوش مصنوعی در درک زمینه و ارائه پاسخهای دقیق عملکرد چشمگیری دارد و این موضوع میتواند تجربه کاربری را بهبود ببخشد. اما از سوی دیگر، ممکن است چیدمان سنتی “ده لینک آبی” تغییر کند و این میتواند برای برخی کاربران ناآشنا یا حتی ناخوشایند باشد.
گوگل احتمالاً قصد دارد پاسخهای تولیدشده توسط هوش مصنوعی را در کنار نتایج سنتی قرار دهد، اما این تغییر میتواند باعث سردرگمی برخی کاربران شود. احتمال دارد که گوگل، موتور جستجوی مبتنی بر هوش مصنوعی را بهعنوان گزینه پیشفرض معرفی کند، در حالی که کاربران همچنان امکان انتخاب نسخه سنتی را داشته باشند.
آیا ChatGPT جایگزین گوگل میشود و سئو را از بین میبرد؟
این سؤال بیشتر جنبهی بدبینانه دارد، اما در نهایت به چالش دادههای لحظهای بازمیگردد.
اگر دنیایی را تصور کنیم که ChatGPT دارای دادههای بهروز، دقیق و بدون خطا باشد، دیگر چه نیازی به موتور جستجو و سئو خواهد بود؟
با این حال، سؤالاتی مطرح میشود:
- این مجموعه دادهها چگونه بهروزرسانی میشوند؟
- چه کسی صحت دادههای جدید را بررسی و تأیید میکند؟
- چگونه دادههای جدید اضافه خواهند شد؟
- آیا مدلهای زبانی مانند موتورهای جستجو وب را بررسی خواهند کرد؟
- آیا کاربران باید وبسایتهای خود را برای بررسی به این مدلها ارسال کنند؟
- آیا یک ناظر انسانی برای کنترل محتوا لازم خواهد بود؟
- مدلهای زبانی با چه سرعتی میتوانند روی دادههای جدید آموزش ببینند؟
با توجه به این چالشها، به نظر میرسد که سئو همچنان یک عنصر کلیدی در جستجو باقی خواهد ماند، حتی در دنیای جستجوی مبتنی بر هوش مصنوعی. در نهایت، آینده سئو با ظهور هوش مصنوعی تغییر خواهد کرد، اما از بین نخواهد رفت.
مقالات مرتبط : GEO انقلابی در سئو
آینده سئو: سئوی مبتنی بر هوش مصنوعی مولد (GAISEO)؟
ماهیت موتورهای جستجو اساساً بر مبنای بازاریابی کششی (Pull Marketing) است – کاربران آنچه را که میخواهند بیان میکنند و انتظار دارند موتور جستجو بهترین پاسخ را ارائه دهد. سئو این فرآیند را تسهیل میکند و به وبسایتها کمک میکند تا در نتایج جستجو رتبه بگیرند و در معرض دید کاربران قرار گیرند.
ChatGPT تا حدی این عملکرد را انجام میدهد، زیرا پاسخهای دقیق و متناسب با زمینه درخواست کاربران ارائه میدهد. اما برخلاف موتورهای جستجو، فهرستی از گزینهها را ارائه نمیدهد و به کاربران اجازه انتخاب نمیدهد. همچنین به سئو وابسته نیست (یا حداقل نه بهطور مستقیم). بنابراین، اگرچه به نوعی در راستای بازاریابی کششی عمل میکند، اما رویکردی متفاوت دارد.
آیا سئو بر ChatGPT تأثیر دارد؟
در بالا گفتم “نه بهطور مستقیم”، زیرا دادههای آموزشی ChatGPT شامل مجموعهای از منابع خارجی، از جمله وبسایتها است. یکی از اولین کارهایی که هنگام دسترسی به ChatGPT انجام دادم، این بود که ببینم آیا چیزی دربارهی من و شرکت Opace میداند یا نه. انتظار زیادی نداشتم، اما متوجه شدم که اطلاعات خوبی دربارهی Opace دارد و میداند که چه کاری انجام میدهیم. این موضوع نشان میدهد که سئو تا حدی در این فرآیند نقش دارد – یعنی هرچه یک محتوا قابل کشفتر باشد، احتمال اینکه در دادههای آموزشی ChatGPT گنجانده شود، بیشتر است.
آیا هوش مصنوعی به مرگ سئو منجر خواهد شد؟
برخی معتقدند که هوش مصنوعی، سئو را منسوخ خواهد کرد، اما حقیقت این است که لمس انسانی، بینش، تخصص و اعتماد، چیزهایی هستند که هیچ مدل هوش مصنوعی قادر به تکرار آنها نیست. اگرچه الگوریتمها و مدلهای هوش مصنوعی میتوانند دادهها را پردازش کرده و پاسخهایی ارائه دهند، اما هنوز قادر به درک نیت کاربران و احساسات آنها مانند یک انسان نیستند.
صرفنظر از تغییرات آینده، هدف نهایی همچنان ارائهی دقیقترین و مرتبطترین اطلاعات به کاربر خواهد بود. بنابراین، اصول اساسی سئو – مانند هدف جستجو، تحقیق کلمات کلیدی، قابلیت کشف و محتوای باکیفیت – همچنان مهم باقی خواهند ماند، البته با برخی تغییرات برای سازگاری با فناوریهای جدید. نکته کلیدی این است که سئو تکامل خواهد یافت، اما همچنان جایگاه قدرتمندی در آینده خواهد داشت.
رویکرد چندکاناله (Omnichannel): مسیر آینده سئو؟
مفهوم بهینهسازی الگوریتم (AO – Algorithm Optimisation) پیشتر مطرح شد، که اساساً مشابه یک رویکرد چندکاناله است. برای موفقیت در آینده، سئو باید به یک رویکرد چندکاناله متکی باشد که هم جستجوی سنتی و هم جستجوی مبتنی بر هوش مصنوعی را در نظر بگیرد. اما این فقط محدود به موتورهای جستجو نیست، بلکه بهینهسازی برای سایر پلتفرمها و الگوریتمها، از جمله رسانههای اجتماعی، نیز اهمیت پیدا خواهد کرد. دورانی که متخصصان سئو فقط بر روی گوگل تمرکز میکردند، در حال پایان است.
سئو امروزه با آنچه حتی یک سال پیش وجود داشت، تفاوت دارد، چه برسد به ده یا بیست سال پیش. موتورهای جستجو اکنون بسیار هوشمندتر شدهاند و بهتر میتوانند هرزنامه (Spam) و دستکاریهای سئو را شناسایی و فیلتر کنند. هوش مصنوعی در حال حاضر نقش مهمی در بهبود کیفیت نتایج جستجو دارد.
برای اکثر متخصصان دیجیتال مارکتینگ، این به معنای اتخاذ یک استراتژی چندکاناله و یکپارچه در بازاریابی دیجیتال است که نهتنها آینده، بلکه حال حاضر را نیز شکل میدهد.
سئو باید خود را تطبیق دهد
متوجه اختصار جدیدی که معرفی کردم شدید؟ GAISEO (Generative AI SEO)؟ شاید کمی طولانی باشد و به اندازه AO یا AIO (Artificial Intelligence Optimisation) جذاب نباشد، اما تعجب میکنم که هنوز کسی این اصطلاح را مطرح نکرده است. برای هماهنگی با موج هوش مصنوعی، سئو داخلی (On-Page) و سئو خارجی (Off-Page) باید سازگار شوند و این شامل در نظر گرفتن هوش مصنوعی مولد در تمام اشکال آن است.
تصور کنید آیندهای که در آن جستجوی هوش مصنوعی میتواند محتوای ویدئویی، تصویری و صوتی را به همان راحتی که متن را درک میکند، پردازش کند. در واقع، ما تقریباً به آن نقطه رسیدهایم. نسخه جدید ChatGPT اکنون قادر است محتوای تصاویر (از جمله متن و زمینهی آن) را درک کند و تحلیلهای معنیدار ارائه دهد. تنها ماه گذشته، خبری منتشر شد که نشان میداد ChatGPT اکنون میتواند ببیند، بشنود و صحبت کند.
نتیجهگیری: سئو در حال تغییر است، اما از بین نخواهد رفت. آنچه تغییر خواهد کرد، روشهای بهینهسازی و تمرکز روی رویکردهای جدید مانند GAISEO خواهد بود.
نتیجهگیری: آیا هوش مصنوعی جایگزین سئو میشود؟ تنها با AGI
برای جمعبندی، بیایید به سوالات زیر بازگردیم:
- آیا سئو میتواند از بین برود؟
- آیا هوش مصنوعی سئو و در نهایت موتورهای جستجو را جایگزین میکند؟
- آینده سئو چگونه خواهد بود؟
اما قبل از اینکه به این سوالات پاسخ دهم، چند نکته درباره AGI (هوش مصنوعی عمومی) بیان میکنم، چون این میتواند همه چیزهایی که در این مقاله گفتهام را تغییر دهد. اگر به یاد داشته باشید، من گفتم:
“یک AGI قادر خواهد بود بر اساس دادههایی که دارد، که به طور مداوم بهروزرسانی میشود، قضاوتهای منطقی انجام دهد.” تم کلی این مقاله این است که سئو از بین نمیرود بلکه تکامل خواهد یافت. هوش مصنوعی در شکل فعلی خود قادر به جایگزینی سئو نیست به دلیل مشکلات مربوط به ایندکسگذاری لحظهای و نبود هوش واقعی.
با این حال، من پیشبینی کردهام که AGI اتفاق خواهد افتاد و این مشکل ایندکسگذاری لحظهای را حل خواهد کرد. یک ChatGPT مبتنی بر AGI، شاید GPT-5، همه چیز را تغییر خواهد داد. نه تنها این میتواند به این معنا باشد که یک ChatGPT مبتنی بر AGI میتواند جایگزین گوگل شود با توانایی خزیدن در وب، ایندکسکردن دادهها و بهروزرسانی پایگاه داده دانش خود بهطور مداوم، بلکه این نیز به معنای مرگ واقعی سئو خواهد بود.
چه بخواهیم و چه نخواهیم، یک ChatGPT مبتنی بر AGI به این معنا خواهد بود که گوگل مرده است، سئو مرده است، و خیلی چیزهای دیگر. این به نظر میرسد که یک پایان محتمل برای OpenAI باشد، به این معنا که آنها قهرمانان جستجو خواهند شد و کل سوال هوش مصنوعی در برابر سئو دیگر بیمعنی خواهد شد.
چنین نتیجهای احتمالاً به پایان بسیاری از خدمات دیگر، از جمله طراحی وب و سایر خدمات انسانی که هوش مصنوعی میتواند با هوشی انسانی شبیه به انسان خودکار کند، خواهد انجامید.
در دنیای بازاریابی، تنها خدماتی که من پیشبینی میکنم همچنان مورد تقاضا قرار خواهند گرفت، خدماتی هستند که نیاز به لمس انسانی منحصر به فرد دارند. به عنوان مثال، تعاملات رو در رو، شهود انسانی، اصالت و توانایی رویاپردازی و تفکر فراتر از آنچه که قبلاً انجام شده است.
پس، به سوالات زیر برمیگردیم:
- آیا سئو میتواند از بین برود؟
- آیا هوش مصنوعی سئو و در نهایت موتورهای جستجو را جایگزین میکند؟
- آینده سئو چگونه خواهد بود؟
پاسخ به تمام این سوالات نسبتاً ساده است. آینده کوتاهمدت برای موتورهای جستجو و سئو هیجانانگیز است، با تغییرات زیادی در پیش رو و نوآوریهای جدید. نه، هیچ کدام از اینها از بین نمیروند یا با هوش مصنوعی و مدلهای زبان بزرگ (LLM) که امروز وجود دارند، جایگزین نمیشوند. اما پاسخ به این سوالات کاملاً متفاوت خواهد بود اگر AGI رخ دهد.
در دنیای AGI، دیگر نیازی به موتورهای جستجوی سنتی نخواهد بود. دیگر نیازی به سئو نخواهد بود زیرا راهحلهای AGI به کسبوکارها کمک خواهند کرد تا خود را پیدا کنند. طراحی وب، کدنویسی و تولید محتوا احتمالاً توسط AGIها انجام خواهد شد که قادرند بهطور واقعی درک کنند که چه چیزی مورد نیاز است و بهطور مداوم آن را تحلیل، تطبیق و بهبود دهند.
تصور این دنیا تقریباً غیرممکن است، اما بهطور صادقانه فکر نمیکنم AGI خیلی دور باشد، احتمالاً از 2025-2026 شروع میشود. پیامدهای AGI احتمالاً به سرعت در سراسر جهان گسترش خواهد یافت و مشاغل بهسرعت تحت تأثیر قرار خواهند گرفت و سناریوهایی که ذکر شد در سالهای منتهی به 2030 به وقوع خواهند پیوست.


